نظام سلامت و آموزش نه آتناها را می بینند و نه قاتلانشان را

[ad_1]

نظام سلامت و آموزش نه آتناها را می بینند و نه قاتلانشان را

خبرگزاری سلامت: در حالی که مردم به شدت اندوهگین از آزار و قتل یک کودک بی گناه هستند و در شبکه های اجتماعی هر کاری برای اطلاع رسانی در این زمینه انجام می دهند هنوز هیچ مسئولی (به جز پیام تسلیت) برنامه و طرحی برای مقابله با کودک آزاری و درمان افراد مبتلا به بیماری […]

خبرگزاری سلامت: در حالی که مردم به شدت اندوهگین از آزار و قتل یک کودک بی گناه هستند و در شبکه های اجتماعی هر کاری برای اطلاع رسانی در این زمینه انجام می دهند هنوز هیچ مسئولی (به جز پیام تسلیت) برنامه و طرحی برای مقابله با کودک آزاری و درمان افراد مبتلا به بیماری روانی کودک آزاری ارائه نکرده است.

به گزارش خبرنگاراجتماعی  خبرگزاری سلامت، اکنون در کشور همه از آزار و قتل کودکی بی گناه سخن می گویند، اخبار، عکس ها، تحلیل ها و هر واقعیت و شایعه ای در این خصوص به شدت مورد توجه مردم قرار گرفته و همه منتظر هستند که قاتل به اشد مجازات برسد.

بخش قابل توجه و ارزشمندی از توجه رسانه ها و کارشناسان و به تبع آنها مردم نیز به این مسئله جلب شده است که چرا در کشور ما آموزش های لازم به کودکان جهت مراقبت از خودشان در مقابل آزار جنسی داده نمی شود. در همین راستا بسیاری از رسانه ها صحبت های آموزشی کارشناسان در خصوص نحوه آموزش خودمراقبتی به کودکان را منتشر و از والدین می خواهند که به فرزندان خود آموزش دهند چگونه از جسم و اندام خصوصی خود در مقابل دیگران مراقبت کنند.

اما در این میان همچنان سیاست گذاران و برنامه ریزان بخش آموزش و درمان کشور سکوت کرده‌اند و در برابر این فاجعه هیچ کس هیچ برنامه ای برای آتناهای بالقوه و کودک آزاران و قاتلان بالقوه ندارد، گویی مسئله آزار جنسی فقط به آتنا ختم شده و با مجازات قاتل مشکل کل جامعه رفع خواهد شد!

آیا همه پدرها و مادرهای ایران به شبکه های مجازی دسترسی دارند؟ آیا همه والدین از خبرگزاری های رسمی استفاده می کنند؟ آیا همه آنها روزنامه می خوانند؟ قدر مسلم خیر؛ صدا و سیمای کشورمان هم که در خصوص مطرح کردن آموزش های خودمراقبتی جنسی سکوتی مرگبار را اختیار کرده است و گویی که هیچ غریزه خدادادی با عنوان غریزه جنسی وجود ندارد، هر گونه صحبت و برنامه ای را در این خصوص سانسور و حذف می کند. پس بسیاری از والدین کشورمان راهی برای دسترسی به اطلاعات لازم در این زمینه را ندارند مگر اینکه نظام آموزشی ما برنامه ای برای کودکان در این زمینه طراحی کند.

و همین سکوت و سکوت ها است که موجب می شود دادگاه های ما پر باشد از پرونده های مربوط به آزار جنسی کودکان و تجاوز به دخترها توسط نزدیکان و حتی محارم آنها اما هیچ صدا و فریادی از کسی بلند نشود تا اینکه ریخته شدن خون دختری بی گناه همانند آتنا خون مردم را به جوش آورد و صدای کارشناسان را بلند کند که مسئله کودک آزاری جنسی در کشور ما وجود دارد و بسیار بیش از آنچه فکر می کنیم اتفاق می افتد و باید فکری کرد اما … .

اما باز هم هیچ قانون گذاری، هیچ مسئول آموزش و پرورشی و هیچ یک از صدها مسئول فرهنگی کشور هیچ برنامه ای برای آموزش همگانی به والدین و کودکان برای مراقبت از آزار جنسی ندارند و همچنان سکوت برقرار است و این سکوت در حالی برقرار است که آمار اورژانس اجتماعی نشان می دهد که هر روز در کشور آزار جنسی کودکان صورت می گیرد و تماس با اورژانس اجتماعی در خصوص آزار جنسی کودکان بالاترین تعداد تماس ها را به خود اختصاص داده است.

چه کسی پاسخ گو است؟

اما در مسئله آزار جنسی کودکان نباید توجه ها تنها به کودکان معطوف شود. یک سوی مسئله و آسیب نیز کودک آزاران هستند. کودک آزاری اگر چه به عنوان یک آسیب اجتماعی در کشور ما مطرح شده است اما علاوه بر آن یک بیماری روانی نیز هست و در دنیا تحقیقات علمی مختلفی در این خصوص صورت گرفته است گرایش جنسی به کودکان یکی از بیماری های روانی ـ جنسی است که دلایل مختلفی برای بروز آنها برشمرده می شود و یکی از مسائلی که در این خصوص توسط کارشناسان مطرح می شود این است که افرادی که دست به کودک آزاری می زنند اغلب افرادی هستند که خود در کودکی مورد آزار و اذیت قرا گرفته اند و همین آزارها موجب شده در بزرگسالی دست به چنین اقداماتی بزنند.

واقعیت این است که متأسفانه در کشور ما نیز بسیاری به این بیماری روانی مبتلا هستند اما از آنجایی که هیچ کس دوست ندارد در این خصوص حرف بزند و رسانه ها نیز در خصوص بیماری های جنسی از جمله بیماری های روانی ـ جنسی سکوت محض اختیار کرده اند بسیاری از افرادی که تمایل به آزار کودکان دارند حتی خود نیز نمی دانند که دچار یک بیماری روانی هستند البته بیماری روانی که قابل درمان است.

یعنی افرادی که در خود احساس تمایل به آزار کودکان یا تمایل جنسی به کودکان دارند باید قبل از اینکه به کودکی آسیب برسانند و با این کار تمایل و بیماری آنها تشدید شود به روانشناس مراجعه کنند تا دلایل بروز این بیماری در آنها تشخیص داده و درمان شود.

در صورت احمال در این مسئله بیماری های روانی نیز مانند بیماری های جسمی تشدید شده و با هر آزار جنسی توسط فرد عود می کند به نحوی که ممکن است در نهایت به قتل های فجیع منجر شود.

اما در این زمینه هم نظام سلامت ما سکوت کرده است. هیچ کس از بیماری روانی کودک آزاری دلایل بروز آن و نحوه درمان آن حرفی نمی زند و حتی برخی فکر می کنند صحبت کردن در این خصوص به معنای حمایت از قاتل است اما، باید دانست که با صحبت نکردن و آگاه نکردن مردم در خصوص بیماری روانی کودک آزاری، افراد مبتلا به این بیماری را هر روز به سوی تشدید بیماری و حتی تبدیل شدن به یک قاتل خطرناک سوق می دهیم.

علاوه بر اینکه متأسفانه نظام سلامت ما در خصوص بیماری های جنسی آموزش ها و اطلاع رسانی های لازم را به مردم ارائه نمی کند، از افرادی هم که به بیماری های روانی مبتلا هستند هیچ حمایتی صورت نمی گیرد؛ در بسیاری از کشورها دریافت مشاوره های روان درمانی مانند سایر بیماری ها تحت پوشش بیمه است اما متأسفانه این مسئله در ایران وجود ندارد و هزینه های مشاوره های روان درمانی نیز بسیار بالاست و همین موجب شده است بسیاری از افرادی که حتی از بیماری خود مطلع می شوند به دلیل هزینه های بالا نتوانند روند درمان خود را پیگیری کنند.

اکنون همه از مرگ آتنا و آتناها سخن می گویند اما چند روز بعد و پس از مجازات قاتل وی، موضوع کم کم به فراموشی سپرده می شود بدون اینکه کسی به ریشه یابی درست مسئله بپردازد و برنامه ریزی صحیحی برای کاهش تکرار این فاجعه صورت گیرد.

ما آتنا را اکنون از دست دادیم. قبل از او نیز آتناهای زیادی را از دست داده بودیم. هر روز در شهری مانند تهران ده ها کودک کار و خیابانی در معرض آزار جنسی و تجاوز قرار می گیرد. چهار تا پنج درصد این کودکان به دلیل تجاوز به ایدز مبتلا شده اند و هر روز دختربچه ها و پسربچه های زیادی مورد تعرض اطرافیان و حتی محارم خود قرار می گیرند و حتی نمی دانند چگونه این مسئله را با والدین خود در میان بگذارند؛ اگر روند سکوت نظام آموزشی و نظام بهداشتی ما همچنان ادامه داشته باشد، باید هر روز منتظر مرگ آتنا در مقابل چشمانمان باشیم.

کدخبرنگار۴۱۰۸۰

[ad_2]

لینک منبع